تبليغاتX
زندگی عشق است

زندگی عشق است

دوستی یه حادثه و جدایی قانون است. بیایید حادثه آفرین و قانون شکن باشیم!

خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد :
گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد


مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام.. توان شروع به دویدن کنی .
نلسون ماندلا

كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
 
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 18:56  توسط پریماه  | 

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است

دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:22  توسط پریماه  | 

http://i32.tinypic.com/1z3xeo1.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 21:32  توسط پریماه  | 

ما حبابیم و زندگی دریا

اي خدا !

ببين چه كودكانه با كِشتي كاغذي كلامم به سويت مي‌آيم.

مي‌دانم،

            كِشتي كلامم كاغذيست،

                                         مي‌دانم،

اما با همين كِشتي كوچك كاغذي

به اقصي نقاط همه‌ي آبهاي جهان رانده‌ام

 

ما حبابیم و زندگی دریا. دریا، بی‌نهایت بزرگتر از ذهنیت حباب است. فرضیه‌های ما درباره زندگی، در خور حباب است، نه در خور زندگی. دریا، ساخته‌ی ذهن حباب نیست. حباب است که پرورده‌ی دریاست. ذهن تو خالیِ حباب، چگونه می‌تواند دریا را در خود جای دهد؟

ذهن یک ساقه‌ی علف، چگونه می‌تواند زمین و آسمان و ماه و خورشید را در خود جای دهد؟

زندگی، مسئله نیست.

زندگی، راز است.

زندگی را باید زیست.

هر انسانی، نخستین انسان روی زمین است.

بنابراین، هر انسانی باید آغوش خود را به روی تمامی امکانات زندگی بگشاید. فرض‌های ما درباره زندگی، مانع آن می‌شوند که زندگی دل ما را لمس کند. ما بیهوده می‌کوشیم زندگی را در قالب تنگ و حقیر فرض‌ها و تفسیرهای خود بگنجانیم.در این میان، چیزی از دست می‌رود که چیزی که جای خالی آن را نمی‌توان با هیچ چیز دیگر پر کرد: زندگی.

بدیهی‌ست:(( هیچ صیادی از جوی حقیری که به مردابی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد ! ))

فرض‌های ما درباره زندگی، زندگی را مثله می‌کنند. زندگی، در قالب محدود هیچ تعریفی نمی‌گنجد. زندگی شور جاودانه است. برای تجربه‌ی این شور جاودانه، باید مرزهای دل را فرو ریخت. با آغوشی گشاده به سراغ زندگی برو. با معصومیت کودکانه به دیدار زندگی برو. پیش فرض ها، تعریف‌ها و تفسیرها، آغوش تجربه‌ی ناب تو را می‌بندند و عصمت آگاهی تو را می‌ربایند.

تجربه‌ی ناب زندگی، مستلزم آن است که روح خود را عریان کنی و زیر باران زندگی بایستی.

پیش فرض‌ها، تعبیرها و تفسیرهای تو از زندگی حقیقت زندگی را پشت دروازه های تجربه‌ی تو نگه می‌دارند.

اگر زندگی با پیش فرض‌ها، تعبیرها و تفسیرهای تو نخواند، که معمولا نمی‌خواند، اجازه ی ورود به ساحت آگاهی تو را پیدا نمی‌کند.

بگذار زندگی، همانطور که هست، در تو بخواند. در تو برقصد.

چه لزومی دارد زندگی را از صافی تنگ پیش فرض‌های خود عبور دهیم؟ چرا زندگی را عریان تماشا نکنیم؟ چرا باید پیش فرض‌های خود را به زندگی تحمیل کنیم؟

بدون گزینش به تماشای زندگی برویم. زندگی، وحدتی اندام‌وار دارد. یک ساقه‌ی شکسته‌ی علف، به همان اندازه بها دارد که یک کهکشان بزرگ . حقیرترین و خردترین چیزها ، ارزش شان کم‌تر از عظیم ترین و بزرگترین چیزها نیست.

ما از نظرگاهی تنگ به زندگی نگاه می‌کنیم . دلیل افسردگی و دلمردگی ما نیز همین است. نظرگاه تنگ ما، فقط بعدی از ابعاد زندگی  را به ما می‌نمایاند . اما زندگی، ابعاد بی نهایتی دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 21:11  توسط پریماه  | 

عاشقت بودم ....

http://i21.tinypic.com/nwbqed.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 19:38  توسط پریماه  | 

امدنت از برای چه بود ؟؟؟

http://aminiasl.googlepages.com/Shoghe_Raftan.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 19:21  توسط پریماه  | 

وداع....

http://omidsam.persiangig.ir/image/hengamevedaa%20Kopie.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 19:13  توسط پریماه  | 

شب وصل

http://i26.tinypic.com/2wquc1e.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 19:9  توسط پریماه  |